با ما تماس بگیریدو نظرات خود را برای ما بفرستید....kian.azar@gmail.com برای ایجاد یک دنیای شاد،انسانی ،مرفه و برابر باید همه خواستاران آن تلاش کنند تا ایجاد آن میسر شود،بیایید با هم برای ایجاد آن تلاش و مبارزه کنیم

Tuesday, April 10, 2007

سخنی با دوست عزیز مهرنوش موسوی

قدر این حزب را بدانید
سخنی با دوست عزیز مهرنوش موسوی
روژان امید- اصفهان
کمپین من از مذهب رویگردانم که تا این لحظه ( با سرعتی زیاد) درجامعه آلمان و رسانه های متفاوت دنیا ابعاد وسیعی پیداکرده ، از رسانه های آلمان گرفته تارسانه های فرانسه و العربیه و ... را مجبور ساخته تا از این کمپین سخن بگویند، با مینا احدی و سایر اعضایش مصاحبه کنند . نیازی که مدتهای طولانی است دنیا در انتظار آن بوده است. تحولی اما این بار نه برای اصلاح دین که تا حدودی بازندگی معاصرانسان آنراتطبیق دهند. بلکه برای کم کردن شر مذهب و لجن پراکنی اش از تمام ابعاد زندگی انسانها . از حقوق زنان و کودکان گرفته تا خصوصی ترین قسمتهای زندگی روزمره آدمها و به صورت خاص جمهوری اسلامی که در راس آن قرار گرفته. از حجاب بر سر کودکان کردن و ایجاد مدارس اسلامی گرفته تا دادگاههای شریعه و بر پایی مساجد و اماکن خرافه پراکنی اش. که البته بشریت متمدن دنیا ( جبهه سوم ) علی رغم موضع مماشات گرایانه دولتها در قبال شان در مقابل این ارتجاع و عقب ماندگی ایستاده اند.. برای مثال در آلمان با اجازه تاسیس مدارس مذهبی بگیریدتا سوبسیدهای فراوانی که از طرف دولت به این گروهها تعلق میگیرد روبروییم، اما تشکیل سازمان من از مذهب روی گردانده ام نشان دادکه جامعه علی رغم مماشات و استقبال دولت از اسلامیون چقدرتشنه و پذیرای اینگونه حرکتهاست
چنین برخورداجتماعی ، وسیع و ریشه ای علیه مذهب در تاریخ مبارزات چپ و کمونیسم در دهه های اخیر اگر نایاب نباشد کمیاب است. حالا بماند عده ای- سازمانها واحزاب ایرانی در اپوزیسیون - که اینقدر محافظه کارانه با مسئله مذهب برخورد میکنند که تا با حال جرات نکرده اند که بگویند قسمتی از مردم ایران ضد مذهب و اسلام هستند . در برنامه تی وی هایشان، مردن محمد و علی و .. را عزا و تولدشان را جشن میگیرند. به این بهانه که به عقاید مردم احترام میگذارند!! با همین بهانه در حقیقت به جنایت احترام میگذارند . به جنایاتی که اسلام و جنبش اسلامی در ایران و سراسر دنیا در حق انسانها اعمال میکند. در جلسه پلتاک مینا احدی و محمد آسنگران که در مورد ایکس مسلم بود ، محمد آسنگران صحبت جالبی کرد : من به آدمها احترام میگذارم ، اما به عقاید ارتجاعی هیچ آدمی احترام نمیگذارم. فکر کنم این جواب خوبی به این دست آدمها و حرفهای پوچشان است
اما نکته اصلی ام این است که هفته گذشته در نشریه س.ج.ک. مطلبی از مهرنوش موسوی منتشر شده بود که برایم جالب بود . به درجه اهمیت و انعکاس وسیع این حرکت اشاره کرده بود . استقبالی که از آن در رسانه های متفاوت صورت گرفته و نقد به برخی از قسمتهایی از جامعه که چشمشان را عامدانه به روی این حرکت بسته اند و انکارش میکنند. مهرنوش موسوی این حرکت را انسانی دانسته و از آن اعلام حمایت کرده و خود را بخشی از این جنبش دانسته و اعلام کرده که از آن حمایت خواهد کرد. این برخورد جای بسیار خوشحالی دارد و این جنبش (که من هم خود را جزوی از آن میدانم) دست تمامی کسانی که میخواهند به آن بپیوندند را به گرمی میفشارد . هر چقدرانسانها، احزاب ،گروههای بیشتری به این کمپ بپیوندند نشان از ضرورت داشتن آن و مطالبات پایه ای اش هست و با قدرت بیشتری در برابر اسلامیست ها و نیز دولتها به پیش خواهد رفت و جلو آلوده شدن هرچه بیشتر جامعه از این پدیده ضد انسانی رامیگیرد
اما نکته ای که من نقدی بر آن دارم در گفته های مهرنوش انعکاس یافته و آن این مطلب است که گویی این صرفا پروژه شخصی مینا احدی است . جدای از حزب و با اعلام اینکه تشتت، رکود و بحران (از نظر مهرنوش موسوی) در حزب وجود دارد ، مینا علیرغم این مسائل موفق شده این پروژه را ایجاد کند و پیش ببرد
اول از همه اینکه مهرنوش عزیز شما که خود فعال سیاسی هستید باید بدانید که هر فردی بنا به پشتوانه حزبی ( آنهم ح ک ک) که درآن فعال است ،تبدیل به چهره میشود و در سطح جامعه بر جسته میگردد اگر ح ک ک نبود قطعا مینا احدی هم ( علی رغم توانایی ها و قدرتی که دارد) امروز اینجا نمیتوانست بایستد و چنین چهره ای از خود بروز دهد و اینچنین جنبشهای اجتماعی – تاثیرگذارو قدرتمندی مانند نجات نازنین و علیه اعدام و سنگسار و یا همین ایکس مسلم را بوجود آورد . چه دلیلی وجود دارد که شما که خود را جزو جنبش کمونیسم کارگری میدانید حزب را در بحران جلوه دهید و کار مینا احدی را به خودش محدود کنید
شاید کسان دیگری بحران داشته باشند در حال رخوت و تشتت باشند اما دیگر چرا میخواهید مینا و حزب ما را جزوش بگذارید. این با همین کمپین وسیع ایکس مسلم که از آن اعلام حکایت کرده اید در تضاد و تقابل قرار میگیرد . این چه بحرانیست که ما هر روز میبینم یک سری کمپینها و جنبشهای موثر و تغییر دهنده در شرایط و اوضاع ایران و جهان از طرف این حزب و شخصیتهای آن پیش برده میشود و یا ایجاد میشود؟ نباید این اشتباه را عامدانه و یا غیرعامدانه انجام داد، امروز مخالفان کمونیسم اینرا دریافته اند که شخصیتهای این حرکتها به توان و اتکا حزبشان قادر به پیشبرد و ایجاد این جنبشها هستند، پس چرا ما باید این حسابها را از هم منفک کنیم؟ چرا حرکت مینا را که بدرست از استقبال کرده اید را قبول دارید اما حزبی که حرکتها و آکسیونها ی وسیع را درامتداد هم در برنامه کارش قرار میدهد را خرد جلوه میدهید؟ خواهش میکنم نوشته ها و مصاحبه هایی که با فعالین مختلف منجمله فعالین دانشجویی در ایران میشود را بخوانید و میدانم که میخوانید، ببینید چگونه سیاستها، پروزها و راه حل های ارائه شده در یک حزب برای اوضاع داخلی و بین المللی جامعه ایران و به نوعی جهان در این مصاحبه ها و مقالات بیان میشود و مهمتر از آن در پراتیک هر روزه آنان وجود دارد. من دست شما را به گرمی میفشارم اما لطفا حرکت درست خود را با دادن این تصاویر از حزب کمرنگ نکنید و قدرت واقعی این حزب را برسمیت بشناسید و اعلام کنید. این برای ادامه حرکاتی نظیر همین کمپین من از مذهب رو برمیگردانم مهم است

Thursday, April 05, 2007

گنجی و صدای آمریکا

دوره شما گذشته است
گنجی و صدای آمریکا

روژان امید، ایران
بعد از سر و صداهایی که رسانه هایی از قبیل صدای امریکا بعد از رفتن شیرین عبادی، گنجی و امثالهم از ایران ایجاد کردند، و تا مدتها بحث داغ محافلشان این بود که اینها نمایندگان جنبشها ی اعتراضی مردم و تفکر جاری بر آنها در ایران هستند ، مدتها بود که خبری نبود و سر و صدایشان خوابیده بود. همان موقع که جناب گنجی به برنامه ها دعوت میشدند مردم با تلفن جواب خودشان را در مورد موضع دار و دسته های ایشان میدادند و بیان میکردند که بسیار جلوتر از این ها قرار دارند . از جمله مواردی که بسیار مردم در مورد آن به بحث پرداخته اند یکی این بود که باید امثال گنجی باید جواب جنایتها یی را که در دهه 60 در آنها شریک بوده بدهد و یا اینکه چرا در دوران اصلاحات و دوخرداد شما از جمهوری اسلامی دفاع کردید و
البته سیاستها ی صدای امریکا خطی ثابت را دنبال میکند . برای من که کم و بیش پیگیر برنامه هایش هستم این نکته جالب بوده است: همیشه خط سیاسی و چهره های سیاسی در این کانال مطرح میشوند که عقب تر ازاعتراضات جامعه و یا در تقابل با آن هستند . رادیکال ترین و پیشرو ترینها و به صورت خاص کمونیستها و چپها را هیچ زمانی نه تنها مطرح نکرده اند بلکه به هر بهانه و دستاویزی شده به تخریبشان در اذهان عمومی پرداخته اند و هر چیز منفی ای که به صورت واقعی مسبب آن خود سرمایه داری است را به آنها نسبت میدهند و اساسا برای همین کار حقوق میگیرند. مگر در شرایطی که واقعیتی آنقدر بزرگ باشند که نتوانند انکارش کنند. برای مثال مینا احدی و جنبش علیه اعدام . زمانی عبادی و گنجی را به اوج میبرند و حالا هم که دیگر کسی تره برایشان خرد نمیکند امثال دکتر کامران (از لیبرال دموکراتهای لائیک!!) را میآورند تا نقدشان کنند و به قول خودشان همچنان بی طرفانه ! به انتقال صرف خبر !! به مردم میپردازند
اما چند روز پیش دوباره مصاحبه هایی را با گنجی ترتیب دادند و پخش کردند. چند خط عمده در صحبتها دنبال میشد که مطرحشان میکنم و بعد از آن نظر خودم را هم در مورد این موارد خواهم گفت. به بهانه اتفاقات اخیر در ایران و احتمال جنگ و ... طبق معمول همیشه گنجی اعلام کرد که خواهان راه حلی مسالمت آمیز برای مشکل ایران است. جنگ را رد میکند و میگوید همانند مردم ایران موضعی دارد علیه میلیتاریسم امریکا و هم تروریسم اسلامی . نکته قابل توجه اینکه گنجی :" این جنبش ضد جنگ که امروز وجود دارد در ایران نمیخوام بگم که همه اش محصول تلا ش من هست ولی بالاخره
بعد از رد جنگ ، انقلاب را هم به عنوان پدیده ای خشونت آمیز رد میکند ونافرمانی مدنی را راه حل میداند و اینکه مردم هم همین راه حل رابر گزیده اند. از آنجایی که ید طولایی دارد در منطبق دانستن تزهایش با خواسته های اقشار مردم و اصلا حرکت مردم را دنباله رو تزهای خودش میداند! شروع به فاکت آوردن از جامعه ایران میکند : دیدن برنامه های ماهواره و موضع زنان در قبال مسئله حجاب. که البته وظایف شرعی اش را فراموش نمی کند و اعلام میکند زنان ایران خواهان بی حجابی نیستند. اما در عین حال میگوید این نوع پوششی که زنان به کار میبرند خواسته و مطلوب حکومت نیست، پس نافرمانی مدنی است
" مسئله بعد حرکتهای اعتراضی جاری در جامعه است که به اشتباه برخی آنرا انقلابی گری میدانند ، اما این حرکات هم در دامنه نافرمانی مدنی میگنجند و اگر نامی بخواهیم روی آن بگذاریم آنارشی گری است . این نافرمانی ها هم به دلیل وجود حکومت توتالیتر در جامعه هستند و اگر دموکراسی بر قرار باشد حل خواهند شد . معلمها جلوی مجلس علایق و منافع صنفی شان را دنبال میکنند ، کارگران سندیکا میخواهند ،زنان و
اولین نکته اینکه همین صدای امریکا که تا چندی قبل سعی میکرد نشان دهد عده بسیار زیادی از مردم خواهان حمله نظامی امریکا به ایران هستند ، امروز مجبور است بیان کند که موضع اکثریت جامعه کاملا متضاد است و جالب تر اینکه آقای گنجی که دیگر نمیتوانند وجود جبهه سوم و جنبش آنرا نادیده بگیرد سعی میکند آنرا به خودش بچسباند. ( هر چند اگر میان ایران و امریکا جنگی در بگیرد به بهانه دفاع از ایران طرف جمهوری اسلامی را خواهد گرفت
مطلب بعدی که مجبور شده در مورد آن حرف بزند ، هر چند از دید عقب مانده خودش مسئله حجاب است. آنقدر این بحث در ایران داغ و مطرح است که جنبشهای اینچنینی که حتی مردم ایران را مذهبی میدانند هم از ان اسم میآورند. (در همین 8 مارس وقبل از آن تنها جنبش ماست که اینقدر مصرانه بر این قضیه پافشاری میکند.) اگر اعتراضات جنبش زنان در ایران به این مرحله نرسیده باشد که هرروز سد حجاب و آپارتاید جنسی را بشکند و فشار و تاکید احزاب وگروههایی نظیر ما نباشد امثال گنجی و شیرین عبادی که هر جا رفته اند و صحبت کرده اند مذهب و حجاب و.. را خواسته مردم اعلام کرده اند ، امروز همچنان بر همان مسیر خواهند بود
نظریات درخشان گنجی در مورد دموکراسی قر و قاطی ایشان را هم که خود سر دمداران تئوریک دموکراسی خواه، تره ای برایش خرد نمیکنند چه برسد به مردم ایران . ملغمه ای که گنجی از مذهب و لیبرالیسم و دموکراسی وجمهوری و...ساخته به درد مردم ایران که مدتهاست از همین مذهب رویگردان شده اند و جانشان به لب آمده نمیخورد
در حالیکه جنبشهای اعتراضی دانشجویی، کارگری ، معلمان ، زنان، پرستارها و ... مدام از هم حمایت میکنند و حرف از اتحاد با هم میزنند گنجی این واقعیت روشن تر از روز را نادیده میگیرد و سعی میکند جلوه دهد که اینها تنها به دنبال منافع صنفی خود هستند . معلمان علنا اعلام میکنند مدعی عدالت خجالت خجالت، و خودشان را طرف حساب کل جمهوری اسلامی میدانند و عملا به مبارزه ای سیاسی دست زده اند و حالا این بماند که در یک گوشه هم پلاکارد سوسیالیزم به پا خیز را در کنار خواسته هایشان بلند میکنند ، ایشان تحت عنوان علایق صنفی از این خواستها نام میبرد. کارگران برای 8 مارس بیانیه و اعلام حمایت میدهند ، اینها خواست کارگران را به تنها سندیکا کاهش میدهند و محدود میکنند
زنان از مذهب وهرچه مربوط به آن است به تنگ آمده اند، هر جا که بتوانند سد حجاب و آپارتاید جنسی را بر میدارند ، هرروز چند هزار نفر را به جرم بدحجابی دستگیر میکنند، دانشجویان بر ضد حجاب قطعنامه صادر میکنند، اینها قول میدهند که مردم هنوز بی حجاب یا ضد مذهب نشده اند . دانشگاهها هم که تا بحال از هر جنبش اعتراضی در جامعه وجود داشته اعلام حمایت کرده اند.اما آقای گنجی تمام اینها را نادیده میگیرد و تصویری دیگری میدهد. چون میخواهد نقش گرایشات چپ و پیشرو را پاک کند و دقیقا به همین دلیل است که از حمایت و پشتیبانی غرب و صدای آمریکا برخوردارند
مسئله این نیست که اینها نمیدانند مردم کجا ایستاده اند ، بلکه به عمد سعی دارند جنبش اعتراضی مردم در ایران را بسیار عقب تر از چیزی که هست نشان بدهند، خود را در راس مبارزات جا بزنند ، رهبری را به عهده بگیرند تا خواسته های مردم را راست جلوه دهند . تا مادامی که جمهوری اسلامی وجود داشته باشد و خواسته های مردم را در حد دموکراسی خواهی ( که در دنیا اعتبارش را از دست داده) جلوه دهند، میتوانند به خود و مواضع محافظه کارانه شان در داخل هویت ببخشند . در غیاب نیروهای دیگر که سرکوب رژیم اجازه حضور به آنها را نمیدهد ، اینها در داخل به حیات خود ادامه میدهند و یا میتوانند از کشور خارج شده و مورد استقبال صدای آمریکا قرار بگیرند. اما هنگامی که وقتی مردم و نیروهای آزادیخواه و برابری طلب میدان دار بشوند جامعه ایران از روی اینها رد خواهد شد . هر چند که همین حالا هم این موضع شکل گرفته است
مشکل اساسی جنبشهای نظیر این با جمهوری اسلامی ضد انسانی بودن آن نیست. اینها هم حس کرده اند که جمهوری اسلامی رفتنی است و آخرین دوره عمرش را میگذراند . تا جایی که امکان داشت و در ظرفیت رژیم میگنجید سعی کردند همانجا حرفشان را بزنند و مشکلی هم با تعرض به حقوق مردم نداشتند . ماندند وتصویر اسلام تر و تمیز و آخوند مهربان تحویل مردم دادند . در زمانش از شراکت و حتی شکل دادن اعمال ضد بشری و جنایات رژیم فروگذار نکرده اند. اگر امروز اعتراضات مردم به اینجا نرسیده بود ، خواسته های مردم هر روز رادیکال تر نمیشد، این جنبش همینقدر دست و پا شکسته و عقب مانده هم از حقوق جامعه و مردم حرف نمیزد .اگر جنبشهای آزادیخواه و انسان محور همچون ح.ک.ک نبودند که تصویر حقیقی رادیکالیسم خواسته های مردم را ارائه دهند ، امروز این جنبش وقیحانه به روند قبلی تحمیق خود ادامه میداد
بهر صورت جواب من به آقای گنجی و جنبششان این است ، مردم شما را شناخته اند. حنای شما به شدت برای مردم رنگ باخته است
در مورد اینکه جامعه ایران امروز حال و هوای انقلابی ندارد هم باید بگویم که شما سعی در سانسور و خرد جلوه دادن اعتراضات همه جانبه مردم دارید. اگر در مقابل چپگرایی و کمونیسم خواهی مبارزات نایستید عجیب است. این خانه از پایبست ویران است و با کمی از این طرف آنطرف رژیم زدن نمیتوانید یک چیز تازه عرضه کنید که خریدار هم داشته باشد و جواب خواسته های امروز مردم ایران را بدهد. اسمش را جمهوری خواهی یا هر چیز دیگر که بگذارید. مردم سوسیالیزم را برای رفع تبعیض فرا خوانده اند و ما هستیم که آنرا نمایندگی میکنیم و خواهیم کرد. دوره شما مدتهاست تمام شده است

Friday, March 23, 2007

سخنرانی انگلس بر مزار مارکس

نام و کار او از سده ها فراتر خواهد رفت
سخنرانی انگلس بر مزار مارکس


چهاردهم مارس برابر با ۲۳ اسفند مصادف است با یکصد و بیست و چهارمین سالروز در گذشت مارکس. در گرامیداشت یاد این رهبر انقلاب کارگری اینجا متن سخنرانی کوتاهی را می آوریم که انگلس روز ۱۷ مارس ۱۸۸۳ در گورستان های گیت لندن ایراد کرده است. انگلس که خود همراه و یاور مارکس در تدوین تئوریها و آموزش های مبارزه رهائبخش طبقه کارگر و دوست نزدیک مارکس بود٬ در این سخنرانی به خلاصه ترین شکلی رئوس خدمات مارکس به طبقه کارگر جهانی را بر می شمارد و شخصیت این رهبر انقلاب کارگری را معرفی می کند
انترناسیونال

****************************************************************

چهارده مارس٬ یک ربع به ساعت ۳ بعد از ظهر٬ بزرگترین اندیشمند روزگار ما از اندیشیدن باز ایستاد. فقط دو دقیقه او را تنها گذاشته بودیم. همینکه به اتاق آمدیم٬ دیدیم که آرام روی صندلی خوابیده است. اما این بار برای همیشه. مرگ این انسان٬ برای پرولتاریای رزمنده اروپا و آمریکا و برای تاریخ علوم٬ ضایعه ای بود که آنرا نمی توان سنجید
همانطور که داروین قانون تکامل جهان ارگانیک و موجود زنده را باز نمود ٬ مارکس قانون تکامل تاریخ بشر را باز نموده است. این نکته ساده که مردمان پیش از آنکه بتوانند به سیاست٬ دانش٬ هنر٬ دین و جز اینها بپردازند؛ در وهله نخست باید بخورند و بیاشامند٬ خانه داشته باشند و جامه بپوشند؛ نکته ساده ای که زیر لایه هایی از تصورات مذهبی و ایده الیستی از دیده پنهان مانده بود. مارکس با شروع از همین نکته ساده آشکار ساخت که تولید وسایل مادی زندگی و بدینسان هر مرحله معین رشد اقتصادی یک خلق در هر روز معین٬ آن بنیادی است که تمام ساختمان دولت٬ دیدگاه های حقوقی٬ نظریات دینی و حتی هنر این مردم بر روی آن پدید می آید و از همین رو برای فهم و درک ایدئولوژی و سیاست یک خلق در هر دوره معین نخست باید مناسبات آنان در تولید زندگی مادی شان را شناخت و نه بر عکس بدانگونه که تا کنون عمل کرده اند
اما٬ این همه اش نیست. مارکس همچنین قانون ویژه حرکت شیوه تولید سرمایه داری کنونی و جامعه بورژوایی را که زاده این شیوه تولید است٬ باز نموده است. با کشف ارزش اضافی٬ بی درنگ به قوانین حرکت و تناقضات بنیادی شیوه تولید سرمایه داری و جامعه بورژوایی٬ روشنایی تابید؛ در حالیکه همه پژوهش های پیشین خواه از طرف اقتصاددانان بورژوا٬ و خواه از سوی خرده گیران سوسیالیست جز سرگردانی و سئوالات بی پاسخ به بار نیاورده بود
دو کشف از اینگونه برای یک زندگی کافی است. اگر برای کسی حتی یکی از این کشف ها میسر می شد خوشبخت بود. اما٬ مارکس در هر رشته ای که به پژوهش پرداخت٬ حتی در رشته ریاضیات٬ دارای کشفیاتی بود و چنین رشته هایی بسیار بودند و او به هیچیک به گونه ای سطخی نمی پرداخت
چنین بود این بزرگِ دانش. اما٬ این در وجود او اساسی تر از همه نبود. دانش برای مارکس نیروی محرکه ای بود تاریخی و انقلابی و پیشرفت تازه در دانش نظری٬ پیشرفتی که در آن لحظه حتی به کاربستن آن را نمی شد پیش بینی کرد٬ برای او شادی زنده ای به همراه داشت و وقتی کار به کشفیاتی می رسید که بی درنگ تاثیری انقلابی بر صنایع و بر تکامل تاریخی در کل می گذاست٬ شادی سراپای وجودش را می گرفت
سخن کوتاه٬ مارکس پیش از همه٬ یک انقلابی بود. مشارکت از راه های گوناگون در برانداختن جامعه سرمایه داری و موسسات دولتی ای که این جامعه پدیده آورده است٬ مشارکت در امر رهایی پرولتاریا که آنان را به حال و روز خویش و نیازهاشان آگاه کرده و با شروط آزادیشان آشنا ساخت٬ براستی کار زندگی او بود. مبارزه٬ خوی او بود. او با چنان شور٬ با چنان سر سختی و با چنان کامیابی مبارزه می کرد که انگشت شماری چنان مبارزه می کند. نخستین "روزنامه راین" در سال ۱۸۴۲ ٬ "به پیش" پاریس در سال ۱۸۴۴ ٬ "روزنامه آلمانی بروکسل" در سال ۱۸۴۷ ٬ "روزنامه راین جدید" در ۱۸۴۸-۱۸۴۹ و گذشته از اینها روزنامه های دیگر٬ جزوه های بی شمار مربوط به مبارزه٬ کار در سازمانهای پاریس٬ بروکسل و لندن٬ و بالاخره٬ تاسیس انجمن بین المللی کارگران چون تاجی بر همه اینها٬ براستی همه اش کاری بود که پدیده آورنده اش اگر چیزی بیش از این هم پدید نیاورده بود٬ می توانست بر آن ببالد
برای همین است که مارکس٬ کسی بود که بیش از همه از او نفرت داشتند و بیش از همه به او تهمت می زدند. حکومتها- هم استبدادی و هم جمهوری- او را تبعید می کردند و بورژواها- هم محافظه کار و هم لیبرال- پیاپی٬ او را به باد تهمت و لعنت می گرفتند. او همه اینها را چون تار عنکبوتی از سر راه خویش بر می روفت. به آن توجه نمی کرد و تنها اگر ضرورتی بسیار پیش می آمد٬ به آن پاسخ میداد. اینک این انسان که میلیونها همرزمان انقلابیش در همه اروپا و امریکا٬ از معادن سیبری تا کالیفرنیا٬ بر او حرمت می گذارند٬ گرامی اش می دارند و در سوگ او گریانند٬ چشم از جهان بسته است و من به جرات می توانم بگویم که او گرچه مخالفان زیادی داشت اما حتی یک دشمن شخصی هم نداشت
نام و کار او از سده ها فراتر خواهد رفت